سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

177

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

دوست داشتم كه مىديدم‌شان و آنگاه با بصيرت و يقين ، خدا را ملاقات مىكردم و از رنج و عذاب شما و از گفتگوى با شما راحت مىشدم . شما چون شترى رها شده را مانيد كه چوپانش را گم كرده است ؛ از هر سو كه درآيد از سوى ديگر فرار مىكند ، به خدا سوگند ! من شما را اين گونه مىبينم كه هر گاه تنور جنگ داغ گردد و مرگ شدت يابد و بسيار شود از على بن ابى طالب جدا شويد مانند جدا شدن سر از تن و جدا شدن مادر به هنگام زائيدن فرزند كه هيچ دستى نتواند آن را باز دارد . اشعث بن قيس كندى « 1 » به سرزنش گفت : چرا آن گونه كه عثمان رفتار كرد ، عمل نكردى ؟ على عليه السّلام فرمود : اى دوزخى ! مىخواستى آن گونه كه پسر عفان رفتار كرد ، عمل كنم ؟ ! اى پسر قيس ! از شر آنچه مىگويى به خدا پناه مىبرم ! به خدا سوگند ! آنچه را كه پسر عفان كرد حتى مايه شرم كسى است كه دين ندارد و حق را نمىشناسد ! پس چگونه چنان كنم ؟ ! در حالى كه بيّنهء خدائى دارم و حجّت پروردگارم در دستم است و حق با من است ! به خدا سوگند ! اگر انسانى به دشمنش اجازه دهد كه گوشتش را ببرد و پوستش را به درد و استخوانش را بشكند و خونش را بريزد ، در حالى كه مىتواند او را از اين كار باز دارد ، چنين ذلتى ناشى از گناه سنگين او و سستى عقل و ضعف قلب او است . اى پسر قيس تو اين گونه باش ، اما من اين گونه نيستم . به خدا سوگند ! اگر دستم به چنين فردى برسد با شمشير مشرفيّ « 2 » چنان بر او بنوازم كه از بستر خواب بپرد و كف و مچى برايش نماند و بعد خداوند هر چه خواهد بكند . واى بر تو اى پسر قيس ! فرد مؤمن هر گونه مرگى را مىپذيرد ولى خودش را نمىكشد ، هر كس بتواند خون خويش را حفظ كند ولى قاتلش را از خود

--> ( 1 ) - اشعث از فرماندهان عمليات سركوب كودتاى سقيفه بود كه سرانجام خود تحت تأثير مخالفان قرار گرفت و دستگير شد اما ابو بكر او را به پاس خدماتش بخشيد و خواهرش امّ فروه را به او داد ، ابو بكر در بستر بيمارى پشيمان شد كه چرا گردن اشعث را نزده است زيرا وى را شرور يافته كه هماره ياور شرّ خواهد بود . ن . ك : يعقوبى / تاريخ 2 / 132 ، 137 . ( 2 ) - شمشير ساخت مشارف از آباديهاى آن روزگار جزيرة العرب . ن . ك : رازى / مختار الصحاح 325 .